واحد کار : چراغ راهنما
دویدم و دویدم سر چهار راه رسیدم
سه تا چراغ رو دیدم یکی رنگش سرخ بود
یکی رنگش زرد بود یکی رنگش سبز بود
از قرمزش ترسیدم از ترس به خود لرزیدم
زردش که شد نمایان رفتم لب خیابان
چراغ سبز و دیدم بی اختیار خندیدم
آی خنده خنده خنده آهسته تر راننده
مهد قرآن مبین قشم مهد مودک و مهد قرآن مبین قشم
